
ای پروردگار من...
ای کاش می توانستم با ایمان فعال و فیّاض یک کودک و
با زبان ملکوتی فرشتگان تو را بخوانم...
من بخوبی می دانم که اینها را نه همه از سوی او
بلکه از تو دارم...
پس چرا همه جا شبح و صورت او را بین خود و من
قرار می دهی؟!!!
با این قلب ترسو و بزدلی که دارم امید چیرگی بر عشق را
از دست داده ام...
پروردگارا به من بیاموز فضیلت و پرهیزگاری را..
بیاموز عشق را..
گاه به تردید دچار می شوم ...
گاه پر هیز گاری را چیزی جز ایستادگی در برابر
عشق نمی دانم...
گاه فضیلتی والاتر از عشق نمی دانم....
گاه به خود می گویم:
من چگونه جرات می کنم نامی بر فضیلتی بگذارم که
طبیعی ترین تمایل یا خواست قلبم است؟!!
پروردگارا... مرا از پیچیدگی هایش برهان...
پروردگارا... در تلاش هستم قلبم را به تو بدهم.مرا همان ده که
عشقم می طلبد.
نمی دانم...آن کس که فضیلت و پرهیز گاری را با عشق در آمیخته است
چقدر خوشبخت و سعادتمند خواهد بود؟!

میلاد حضرت مهدی(عج)بر شما مبارک![]()

همراه خویش را بر گزینید
شگفت می نماید اما چنین است که:
همنشینی با مردمان دچار استرس
شما را گرفتار می سازد...
از سوی دیگر همنشینی با مردمان آرام
حتی کوتاه مدت
به شما آرامش می دهد.
..............
پذیرش تغییر
همیشه تمایل بر این است که
در دگرگونی های زندگی
بر رویدادهای آزار دهنده متمرکز شویم.
از استرس های خویش هراس مکنید
و گاه تغییرات را بپذیرید...
(پاول ویلسون)

عشق از ژرفای خویش آگاه نمی شود
جز در لحظه جدایی...

آنچه واقعا دوست داشتنی است
دلها را در سینه به تپش در می آورد
چه در زیر جامه ای از ابریشم ظریف باشد
یا پوشاکی زمخت...

پیک آرامش باشید
بر سکوت متمرکز شوید.
هنگامی که سکوت فرا رسید...
سکوت را زندگی کنید.
پس بکوشید به هر جا که می روید
پیک آرامش باشید.
.........
گاهی زمان را رها کنید
مردمان سخت کوش
هرگز به کار بیهوده وآنچه سرگرمی است
نمی پردازند.
با این همه بدانید
زمانی که به کاری سرگرم کننده روی می آورید
زمانی است که تباه نمی شود.
«پاول ویلسون»

بزرگترین بدبختی آن است که طاقت کشیدن بار بدبختی را نداشته باشیم .
« باس»

روزگاری ست ـ چه بد!
که دیگر کلام عاشقانه دلیل عشق نیست
و آواز عاشقانه خواندن
دلیل عاشق بودن!!!
حتی به قلب هم آموخته اند
که به تپیدن های عاشقانه تظاهرکند!!!
خوفناک است...
همه چیز بدل!!!
