تبليغاتX
میکده ی زیست - تشر زندگی
قلبم به همین خوش که در این میکده ی زیست چیزی که مرا نیست ریا است و دو رنگی ست

کنار جاده ه ی خیس و سبز نگاهم

باز هم تشر می زند طعم زندگی

به ذهن گیجم

صدای خش خش پاییز چشمم

زردی ملال انگیز بودنش

بارانی بودنش را

می سپرم به سپیدی زمستان

و پرنده ی خیالم را

جولان می دهم در رقص سیاه باد سرنوشت

تا سر دهند

زمزمه های عاشقانه زندگی

تا اوج بی انتهای عشق.....

 

نوشته شده توسط موج دریا در ساعت 9:51 قبل از ظهر | لینک  |